مــارٍنجـــین
{ مجموعه آثار فـــرزاد احمدجـــو}
این روزها نظاره گر مرگ تدریجی گویش ولهجه منطقه خود هستم. اتفاقی بزرگ اما
برای خیلی ها بی اهمیت که نه تنها در زادگاهم بلکه در گوشه گوشه این این سرزمین
کهن پر تمدن در شرف است. درد و دلی ست از خطر سقوط فرهنگی و هویتی. تکه ای از زادگاهم از این گیتی،
لهجه و گویش شیرینش را به دست فراموشی سپرده و کسی فریادش را نمیشنود
حتی مردمان د یارم. با زبان مادری
سخن می گویم اما با طعنه از نسل امروز این
دیار مواجه میشوم.کودکانش با گویش منطقه شان غریبه اند و تنها به زبان فارسی
سخن میگویند بدون گویش ولهجه مادری، تمسخر میکنند افتخار و میراث و فرهنگ
مرا... .موج مهاجرتها ،نا خواسته فرهنگ رسوخ
کرده شهری در روستاها این زوال را در قومیت
ها پدید آورده. امروز تکلم به گويشهاي محلي کمرنگ شده که از اين بابت احساس نگراني
باید کرد و تهد یدی فرهنگی ست، با اين
روند شاید تا کمتر از 50سال آينده اثري بسيار کمرنگ از گويش ها باقي خواهد ماند. گروهي از صاحب نظران معتقدند:
امروز به نوعي دوره زوال گويش ها و لهجه هاي محلي فرا رسيده است و اين ميراث
فرهنگي ارزشمند در سراسر کشور راه زوال و نابودي را مي پيمايد. يکي از آگاهان در
زمينه زبانها و گويشهاي محلي گفت: بحث مرگ گويشها و لهجه ها بحثي کاملا علمي و
پذيرفته شده است ،به طوري که بسياري از زبان شناسان برجسته دنيا معتقدند در طول
سال با مرگ بسياري از لهجه ها و زبانهاي بومي در جهان مواجهند. *"هم زبون
خودمون خوبه هم زبون فارسی اما هیچی زبون خودمون نمیشه "* نقل قولی برگرفته
از مستند داستانی"قالیچه" با لهجه بومی ،اثری ماندگار از امرالله
احمدجو بود،این کارگردان که اهمیت زبان
وگویش ها ،سنن وفرهنگ های قومی وبومی ایرانی را درکارهایش میتوان دید و بر ضرورت
آن نیزمی پردازد،چندی پیش در میان مردم دیارش از نقش وحفظ لهجه اصیل دیارش حرف زد
و برخطر زوالش هشدار داد و وظیفه هر خانواده دانست، که بر ماندگاری گویش ها به نسل
های دیگر بکوشند. تاکید زیادی داشت بر سخن گفتن با همان گویش مادری با یکدیگر ،تا
فرزندانمان نیز بیاموزند وبر پایداری آن نیز بکوشند. این بدان
معناست که گویش یک دیار در فرهنگ وتمدن آینده
وهویت بخشی چقدر اهمیت دارد يونسکو ميگويد، وقتي
زباني ميميرد، جهان ميراث گرانبهايي را از دست ميدهد؛
زيرا
مجموعه عظيمي از افسانهها، اسطورهها، شعرها و ميراث ادبي و دانش جمعشده توسط
نسلهاي مختلف در طي قرنهاي متمادي به يکباره از بين
ميرود. موجودیت هر ملتی در این کره خاکی نشانه حضور زبانی اوست. ملتي که از هويت و
فرهنگ وآداب ورسوم گذشته خود بيگانه باشد به راحتي مورد آسيب قرار مي گيرد و اين
گويشها شناسنامه هويتي ما هستند که به ما مي گويند چند هزار سال قدمت داريم.زبانی
که باآن حرف میزنیم وارتباط برقرار میکنیم از طریق اصوات، هجاها و آثار مکتوب سند
زنده ای بر جای می گذارد، سندی که جزیی از میراث بشری است و بر همه انسانهای آگاه
ودلسوز است که از موجودیت، حق حیات و فضای تنفسی آن زبان در ابعاد گوناگون مدافعه
نمایند. در کشورهاي شرق آسيا اين مرگ لهجه ها و گويشها بيشتر است به طوري که فرهنگ
جهاني به راحتي جايگزين فرهنگهاي بومي شده و آنها را تهي مي کند و به مرگ آنها مي
انجامد. گويشها و لهجهها همیشه چونان کودکاني بازيگوش
اطراف ما
در زبان فارسي را فرا گرفتهاند و در انتقال تمامي
ارزشهاي
ايراني به او کمک کردهاند، اگرچه گويش بودند و لهجه؛
اما همیشه از
زبان مادری " فارسي " تأثير ميگرفتند و بر آن اثر ميگذاشتند، پا
به پاي يکديگر پيش رفتند و عليرغم هجمههاي
عظيم داخلي و خارجي به حيات خود ادامه دادند و به نسل ما پيوستند. توجه و اهمیت به گويشها و لهجه هاي محلي
از جمله دلایلی است که موجب مي شود زبان رسمي کشور از خشکی و بی روحی خارج شود چرا
که گويشها براي زبان رسمي حکم سرچشمه هاي کوچک براي رودهاي بزرگ را دارد. تاريخ ادبيات فارسي به ما مي گويد که اواخر قرن ششم تا هشتم و
نهم دوره اي بوده براي اعتلاي ويژه زبان و ادب فارسي و مهمترين مولفه آن اين است
که در آن زمان گويشها و لهجه هاي متعددي در اقصي نقاط ايران رواج داشته به گونه اي
که واژه ها و تعابير و ضرب المثل هايشان به شکلي وارد زبان فارسي شده و باعث غناي
اين زبان شده است.
به نظر ميرسد، گويشهاي محلي و لهجهها نه تنها تناقضي با حضور زبان رسمي ندارند؛
بلکه غنا و زيبايي خارج از وصفي به آن ميبخشند. گويشهاي محلي ميراث فرهنگي ارزنده کشور ما است که بايد حفظ شود. زيربناي
فرهنگ يک جامعه گويش مادري است که اگر با آن بيگانه باشي با فرهنگ و آداب و رسوم
خود بيگانه هستي.مدیریت فرهنگی
با برنامه ها و راهکارهای اساسی وملی باید
بکوشد بر حفظ این سندیاتی که ریشه در تمدن
ما دارد ودر قدم نخست مردم و خانواده ها
که نقش کلیدی ایفا می کنند را آگاهانه از این خطر مطلع وبا آموزش ومشاوره و بستر
های مناسب فراهم شود بر آموزش وحفظ لهجه ها. واز همه مهمتر آن است که در مدرسه ومراکز
آموزشی به لزوم لهجه ها در ادبیات ایران زمین اشاره شود جلسات روشنگری خانواده ها،
حرف زدن با لهجه همان منطقه توسط آموزگاران بومی آن منطقه ،در خانواده ودر مدرسه
باید با کودکان در کنار زبان رسمی به زبان محلی نیز صحبت شود تا گویش های محلی
فراموش نشود.ترقیب بیشتربرای حرف زدن با همان لهجه در میان مردم منطقه
خود راهی دیگر برای حفظ وبقاء گویش زیبای منطقه مان به حساب می آید. پس خود در حفظ
هویت ایرانی وزبان مادریمان" گویش ها ولهجه ها "آگاهانه کوشا وسهیم
باشیم.و تنها نظاره گر مرگ تدریجی گویشمان نباشیم...
هيئت
داوران نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي فرهنگ شهروندي از ميان آثار ارسال شده
به دبيرخانه اين جشنواره، شماري از آثار را جهت حضور در نمايشگاه برگزيده
است.افراد ذيل، هنرمنداني هستند كه آثار آنها از 23 تير لغايت 21 مردادماه
سال جاري در نمايشگاه آثار نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي فرهنگ شهروندي
واقع در اصفهان، خيابان استانداري، موزه هنرهاي معاصر به نمايش در خواهد
آمد.لازم به يادآوري است كه از ميان آثار حاضر در اين نمايشگاه، شماري به عنوان آثار حائز رتبه هاي برتر انتخاب شده اند كه ساعت 17 روز 7 مردادماه
در مراسم اختتاميه واقع در اصفهان، خيابان باغ گلدسته، سالن اجتماعات
كتابخانه مركزي شهرداري اصفهان معرفي و لوح تقدير و جايزه ويژه جشنواره را
دريافت خواهند نمود. روابط عمومي كميته فرهنگ شهروندي شهرداري اصفهان، تلاش همه هنرمندان عزيز و خوش ذوق شركت كننده در اين جشنواره را ارج مي نهد. هنر محيطي علي خطائي.سميه ابراهيمي.ندا هاديان زركش.شيما دهقان زاد. فاطمه كورش رحمن.شهرام دلدار. پرديس قريشي-ميثم قاسمي آرش محمدي.محمد سلامت زاده.ناديا شمس.ميترا نصر آزاداني اميرسوري.نداهاديان.زهراواهب. نوشين نفيسي.سيدامين اعرابي.فرشته عالمشاه. مهيار ستاري-مرضيه همايون مهر.سعيد آقايي ************* عكس فرزاد احمدجو -مليحه ميرزا خانيان-حسين بهارلو-امير حسين عمراني- محسن معماري-ابوالفضل حيدري فر-مژده موذن زاده- مهسا خواجه نوري-ارشان احمد زاده-محسن حقيقت زاده -زهرا كرمي-عليرضا دانافر-نجمه چلپي-ميعاد كامياب- فاطمه حسني-وحيد رسولي-فاطمه چياني-زهرا حسين ميرزائي- هاله صدرالديني-محسن يوسفي-ابوالفضل حيدري فر الهام شريفيان-محسن حقيقت زاده-هادي مهاجري شعبانعلي قرباني-محمد علي انتظاري-اكبر مجيري- راحله مذهيبي-فاطمه چلپي-زهره حدادي-سميرا خسروي مريم ذو انصاري-علي اقتداري-رضا سلطاني- تقدیر امروز ما نغمه ای خوش است و وپیچکی به شبهای آسیب دیده گذشته مان.ما مرغان زاینده ای هستیم در ژرفای خفته همسایگان .برف نو شاملو را میخوانیم وندانستیم کجای سخن سهراب برلب آب ایستادنمان خطاست یا که چلچله ایام مان به جا نیست. ما همگان را محکوم میکنیمم به هنر خویش. اخلاقمان سگ ولگرد شبهای پارسی یک ایرانی وقت مرده می ماند,کوچ میکنیم نه خودمان بلکه ذهنیت کجمان,از فراز بامداد اخوان وروزگار حالمان رابا شفیعی کدکنی می گذرانیم ,ازبرگ درختانش وابیانه گمشده اش,این سو نقد تندی از بی هنری هنرمند معاصر شهر خودرا در یادداشت های روزانمان چاپ می کنیم از قافیه ها،مجهول ها ، بی قاعدگی ها،باندهای گروههای سنتی گله میکنیم, که تمام درد مدرن بود ومعاصر .شعارم از ایستادن خطاست وقدمهایی بر نگرش درست نقش تابلو روزگار است.ازخطای بر تکرار معاصر، از دکان های بی هنری ست ،قصیده تلخ شهر ،بستری بسازیم با استاد خانه نشینم به رنگ معاصر جاودانه وماندگار.
![]()
| Design By : Night Melody |




































